X
تبلیغات
مجله نانو
عشق چیست؟ سئوال جالبیه؟ نه؟ می‌خواهیم با هم بخونیم و ببینیم بچه‌های دوست داشتنی درباره عشق و عاشق شدن چه می‌گویند. بعضی جواب‌ها خنده دارند بعضی‌ها شگفت انگیز اما شما می‌توانید حرف‌های بسیاری را در این جملات كوتاه بچه‌ها درک کنید. پس من تصمیم گرفتم که خنده دارترین زیرکانه ترین این جمله‌ها رو برای شما بنویسم. امیدوارم لذت ببرید!
1.وقتی مادربزرگم رماتیسم گرفت دیگه نمی‌تونست خم بشه و ناخن هاشو بگیره پس پدربزرگم این کارو براش انجام میده حتی وقتی که اونم دستاش رماتیسم گرفت بازم این کارو ترک نکرد. من فکر می‌کنم این عشقه!

2.عشق یعنی وقتیکه میری بیرون و خوراکی می‌خوری و به کسی که کنارت نشسته از سیب زمینی سرخ کرده‌ات میدی بدون اینکه فکر کنی اونم بهت  خوراکی میده یا نه!

3.عشق یعنی اینکه همش اینو اونو ببوسی بدون اینکه از بوسیدن خسته بشی. اینکه همش بخوای با کسی که دوستش داری باشی و ازش جدا نشی! این عشقه!

4.مادرم میگه من دنبال مردی هستم که مهربون باشه! اما من می‌خوام براش مردی پیدا کنم که قدبلند و خوش تیپ باشه!

5. عشق یعنی اینکه هیچ وقت به کسی که دوستش داری “نه” نگی!!!- شما باورتون میشه اینو یه بچه گفته باشه!!!

6.عشق تو رو پیدا می‌کنه؛‌حتی اگر تو دنبالش نگردی. من از وقتی که پنج سالم بود همش خودمو از عشق قایم می‌کردم اما دخترا همش دنبال من بودن!!

7.عشق یعنی وقتی که مامانم واسه بابا قهوه درست می‌کنه و قبل از اینکه اونو بهش بده یه خورده شو می‌چشه تا مطمئن بشه مزه‌اش خوبه.
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 و ساعت 16:50 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 16:20 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 16:19 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 16:16 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 16:16 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 16:13 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 16:12 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 16:11 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 16:10 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 16:9 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 16:8 |

روایت‌های مختلف دیگر

در مورد قتل ندا آقاسلطان در رسانه‌های حامی یا نزدیک به دولت، روایت‌های مختلف و متفاوتی ارائه شده‌است:[۱۹][۲۰]

خاکسپاری و مراسم یادبود

تصویر قبر پوشیده از گل ندا

بگفته کاسپین ماکان، نامزد ندا آقاسلطان، «دوشنبه یکم تیرماه ساعت دو و نیم قرار بود در مسجدی در خیابان شریعتی بالاتر از سید خندان مراسمی داشته باشیم، اما بسیجیان و مسئولان مسجد اجازه برگزاری ندادند، [۲۴]چون به نظرشان هرج و مرج می‌شود و نمی‌خواهند درگیری به وجود آید. چون می‌دانند که ندا مظلومانه رفت و می‌دانند که همه مردم در ایران و خارج از ایران متاسف شدند، و شاید پیش بینی می‌شد جمع کثیری از مردم حاضر شوند، به هر صورت فعلا اجازه برگزاری هیچ مراسم عمومی را نداده‌اند» [۲۵].در روز دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۸ مراسم گرامیداشت ندا با حضور هزار نفر در میدان هفت تیر برگزار شد حدود ۵۰۰ نفر از افراد گارد ضدشورش و بسیج میدان را محاصر کرده بودند گروهی از رانندگان عبوری نیز با به صدا درآوردن بوق اتومبیل خود با تظاهرات کنندگان ابراز همبستگی کردند. ۶۰ نفر از این افراد دستگیر شدند[۲۶]

به نوشته گاردین دولت ایران برای جلوگیری از مراجعه مردم به منزل وی و تسلیت گفتن به خانواده او همچنین جلوگیری از تجمع، خانواده ندا را وادار به خروج از منزل و انتقال به مکان دیگری کرده‌است. خیابان محل سکونت وی نیز تحت کنترل پلیس است. [۲۷]

ریختن زباله در محل قتل

آرش حجازی، پزشکی که سعی کرد ندا آقاسلطان را نجات دهد، می‌گوید که شاهد بوده یک ماشین حمل زباله بر روی گل‌هایی که مردم بعداً در محل قتل ندا آقاسلطان گذاشته بودند، آشغال خالی کرده‌است.[۲۸]

بازتاب

تصاویر و عکس های ندا آقا سلطان بلافاصله در سایت‌ها و رسانه های خبری مختلف در سراسر جهان به عنوان نمادی از کشته شدگان درگیری های پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران منتشر شد. مجله تایم تصویر وی را به عنوان یکی از ده نماد اعتراضی برتر دنیا انتخاب کرد.[۲۹] [۳۰] باراک اوباما با دیدن فیلم قتل او در کاخ سفید، به خبرنگاران گفت که دیدن این فیلم «مایه دل‌شکستگی» است.[۳۱] او افزود «ما زنان شجاعی را مشاهده کرده‌ایم که در برابر سبعیت و تهدیدها ایستادگی کرده‌اند، و تصویر آزاردهنده زنی را دیده‌ایم که در خیابان تا حد مرگ خونریزی کرد.» برای چندین روز شبکه‌های تلویزیونی عمده آمریکا به طور دائم تصاویر ویدیویی لحظه جان دادن ندا آقاسلطان را پخش نمودند.[۳۲] بگزارش مرکز تحقیقاتی پیو، ویدیوی مرگ آقاسلطان در هفته آخر ماه ژوئن میلادی پربیننده ترین ویدیوی خبری در سایت یوتیوب بوده‌است.[۳۳] برخی از هنرمندان نیز به این اتفاق واکنش نشان دادند از جمله پرترهٔ تیم اوبرایان که لحظهٔ فوت وی را به تصویر کشید [۳۴] و آهنگ شاهین نجفی در وصف مرگ ندا آقاسلطان. [۳۵]

محمود احمدی‌نژاد روز هشتم تیر در نامه‌ای به محمود هاشمی شاهرودی خواستار رسیدگی جدید به موضوع قتل آقاسلطان شد. در این نامه آمده‌است: «با توجه به حاشیه‌سازی‌های فراوانی که در خصوص این حادثه دلخراش صورت گرفته و شانتاژ تبلیغاتی وسیع رسانه‌های بیگانه و قراین و شواهد فراوان دیگر، دخالت مخالفین و معاندین ملت ایران برای بهره‌برداری‌های سوء سیاسی و مشوه نمودن چهره پاک جمهوری اسلامی قطعی به نظر می‌رسد.»[۳۶]

جامعه فلاسفه آمریکا مرگ آقاسلطان را به خانواده ایشان، دوستان و هم شاگردی‌های ایشان تسلیت گفته‌است. در این بیانیه آمده‌است که «ندا به عنوان یک دانشجوی فلسفه به خوبی به اهمیت و ارزش مناظره استدلالی آگاه بوده‌است.» [۳۷]

احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، به خبرنگاران گفت: «قتل ندا یک سناریو بوده‌است و هیچ ربطی به اغتشاشهای تهران ندارد».[۳۸] وی همچنین اعلام کرد که آرش حجازی یکی از شاهدان قتل آقاسلطان به علت «سمپاشی علیه نظام جمهوری اسلامی» و «جنجال سازی در مورد کشته شدن ندا آقاسلطان» توسط وزارت اطلاعات و پلیس بین‌الملل(اینترپل) تحت تعقیب است.[۳۹][۴۰] اما به گزارش رادیو فردا، دفتر مطبوعاتی پلیس بین الملل اعلام کرد، هیچگونه درخواستی از مقامات ایران برای پیگرد آرش حجازی دریافت نکرده‌است.[۴۱]

تجمعات در بهشت زهرا و همدردی مردم

گروهی از مردم بر سر مزار ندا آقاسلطان حاضر شده و بر روی قبر او گل می‌گذارند. محل دفن ندا آقاسلطان در گورستان بهشت زهرا قطعه ۲۵۷ ردیف ۴۱ شماره ۳۲ است.

پیگیری قتل توسط شیرین عبادی

شیرین عبادی اعلام کرد که مسئله قتل ندا را پیگیری حقوقی خواهد کرد. وی تاکید کرد که حتی اگر ندا در تظاهرات حضور هم داشته، نیروهای امنیتی حق قتل وی را نداشته‌اند.[۴۲]


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:41 |

زندگینامه

ندا آقاسلطان در تهران بدنیا آمد. او فرزند دوم از خانواده بود، پدرش کارمند شهری با در آمد متوسط و مادرش خانه دار است. پس از تحصیل فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد تهران، او تصمیم گرفت در صنعت توریسم فعالیت کند. به همین دلیل او کلاس‌های خصوصی زبان ترکی پرداخته و قصد داشت به عنوان راهنمای تورهای مسافرتی مشغول به کار شود.[۱۰]

قتل

ندا آقاسلطان لحظاتی پیش از جانسپاری

روایت شاهدان عینی

روزنامه تایمز از قول حمید پناهی معلم موسیقی آقاسلطان می‌نویسد که او و ندا به قصد شرکت در تظاهرات میدان آزادی در روز ۳۰ خرداد به سمت تظاهرات با ماشین در حرکت بودند. بگفته پناهی آقاسلطان فعال سیاسی نبود، ولی نسبت به نتیجه انتخابات ناراحت بود. دوستانش به او اصرار کرده بودند که در خانه بماند ولی او پاسخ داده بود که از مرگ نمیترسد: «نگران نباشید، فقط یک گلوله‌است و پس از آن همه چیز تمام می‌شود». [۱۰]

آرش حجازی، پزشک و نویسنده ایرانی که شاهد وقوع ماجرا بوده‌است و تلاش ناموفقی برای جلوگیری از خونریزی و مرگ ندا سلطان داشته، عامل قتل را از موتور سواران بسیج می‌داند. به گفته وی، هنگام مشاهده یکی از اعتراضات، ناگهان پلیس ضد شورش اقدام به پرتاب گاز اشک آور به سمت معترضین می‌کنند و موتورسواران نیز به سمت معترضان یورش می‌برند که باعث می‌شود جمعیت (که ندا هم در میان آنها بود) در طول خیابان خسروی شروع به دویدن کنند. جمعیت در تقاطع خیابان خسروی و خیابان صالحی تدریجاً در حال متفرق شدن بود هرچند چند نفری ایستاده بودند تا ببینند چه باید بکنند. حجازی ادامه می‌دهد که «ناگهان صدای شلیکی شنیدیم. از دوستم که کنارم ایستاده بود پرسیدم که چی بود؟ گلوله بود؟ او گفت که می‌گویند گلوله‌های پلاستیکی می‌زنند. در همان لحظه من برگشتم و دیدم که خون از سینه ندا که در چند متری من ایستاده بود فواره می‌زند».[۱۱] ندا سلطان که برای لحظه‌ای با ناباوری خونریزی خود را مشاهده می‌کند، تعادل خود را از دست داده و بر زمین می‌افتد. تلاش حجازی برای جلوگیری از خونریزی مجروح در ناحیه اصابت گلوله که به گواه او از روبرو شلیک شده و کمی پایینتر از ناحیه گردن بوده، نتیجه نداده و ندا آقاسلطان در کمتر از یک دقیقه جان می‌سپارد. او ابتدا گمان کرده که تیر اندازی از روی یک پشت بام انجام شده است. اما کمی بعد تظاهرات کنندگان را دیده است که مرد مسلح موتور سواری را به عنوان ضارب گرفته اند. حجازی می‌گوید که مردم برای مدت کوتاهی شخص موتور سوار را دستگیر و خلع سلاح کرده و کارت شناسایی اش را که نشان می داد عضو بسیج است، از او اخذ می‌کنند و چند تن از آنان، اقدام به گرفتن عکس از او می‌نمایند. ضارب که به نظر می رسیده شلیک کردن به ندا را انکار نمی کند، در میان جمعیت خشمگین فریاد می‌زند که «من نمی‌خواستم او را بکشم». معترضان نمی‌دانستند با او چه کنند، چراکه تحویل او به پلیس را بی فایده دانسته و بعلاوه بیم داشتند که خود بازداشت شوند، بنابراین پس از گرفتن عکس و کارت بسیج ضارب، او را رها می‌کنند.[۳] حجازی که دانشجوی یکی از دانشگاههای جنوب انگلستان است و پس از این رویداد به انگلستان رفته‌است، معتقد است که به علت در میان گذاشتن اطلاعات در مورد قتل ندا سلطان، بازگشت دوباره او به ایران بسیار مخاطره آمیز خواهد بود.[۳]

حمید پناهی معلم موسیقی آقاسلطان که هنگام قتل همراهش بوده می‌گوید که او از فشار حکومت برای صحبت نکردن در مورد ندا آقا سلطان نمی‌ترسد زیرا عمر او به سر رسیده و حکومت هر وقت که بخواهد می‌تواند او را دستگیر کند. او می‌گوید که ندا آقا سلطان شجاعت زیادی داشت و حاضر بود بخاطر عقایدش خود را به خطر بیاندازد. او نمی‌توانست ظلمی که در انتخابات شده را تحمل کند و تنها چیزی که می‌خواست شمارش صحیح آرای مردم بود. او برای رسیدن به هدفش از سنگ یا چماق استفاده نکرد؛ بلکه فقط می‌خواست که با حضورش نشان دهد که «من اینجا هستم، من نیز رأی دادم. و رأی من شمرده نشده‌است.» اعتراض او مسالمت آمیز و بدون هرگونه خشونتی بود. شخص یا اشخاصی که ندا آقا سلطان را کشتند در مقابل خداوند پاسخگو خواهند بود.[۱۲]

روایت منابع با یک واسطه مرتبط با شاهدان عینی

آرش حجازی در صحنه جانسپاری ندا سلطان.

کاسپین ماکان، (دوست ندا آقاسلطان[۱۳][۱۴]) ماجرا را در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی اینگونه بیان کرده‌است:

وقتی که این اتفاق افتاد، ندا از درگیری‌ها دور بود، یعنی در خیابان‌های فرعی نزدیک امیرآباد بود. حدود یک ساعتی با استاد موسیقی اش در ماشین پشت ترافیک نشسته بود، از گرما و خستگی کلافه و از ماشین پیاده می‌شود. اما براساس تصاویری که مردم ارسال کرده‌اند، احتمالا نیروهای لباس شخصی و بسیجی در تیراندازی با نشانه گیری به قلبش می‌زنند... چند دقیقه بیشتر طول نکشید، بیمارستان شریعتی نزدیک بود، حاضران سعی می‌کنند ندا را با اتومبیل به اورژانس ببرند اما قبل از انتقال به بیمارستان، او در دست استاد موسیقی اش جان می‌دهد... جسدش را دیروز با زحمت زیاد توانستیم تحویل بگیریم. البته جسد ندا در پزشکی قانونی تهران نبود، در پزشکی قانونی خارج از تهران بود. مسئولان پزشک قانونی خواستند که بخش‌هایی از بدنش از جمله قسمتی از استخوان رانش را بگیرند، پزشکی قانونی نگفت برای چه کسی اعضا را می‌خواهد استفاده کند، هیچ توضیحی در این زمینه داده نشد. خانواده موافقت کرد برای اینکه زودتر جسد را تحویل بگیرند، چون ممکن بود همین موضوع باعث تعویق تحویل جسد بشود. جسد را در قطعه‌ای از بهشت زهرا یک شنبه ۳۱ خرداد هنگام عصر دفن کردیم، البته کسان دیگری هم که در درگیری‌ها کشته شده بودند را هم آنجا آورده بودند، انگار منطقه از پیش برای این افراد تعیین شده بود... مقامات امنیتی ایران طی حکم‌های مختلف به بیمارستان‌ها، کلینیک‌ها و جراحان و پزشکی قانونی عنوان کرده بودند که نباید گواهی فوت براثر شلیک گلوله باشد، مسلما به این دلیل که در آینده شکایت بین المللی توسط خانواده‌ها به عمل نیاید . البته من هنوز برگه ترخیص ندا را ندیده‌ام اما در چند روز آینده از پدرش برگه را می‌گیرم.[۱۵]

ماکان همچنین در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی عکس‌هایی که گفته می‌شود خانم آقاسلطان را قبل از درگیری در تظاهرات نشان میدهد را تکذیب کرده و میگوید: «به نوعی به نظر می‌رسد طرفداران آقای موسوی ندا را به او ربط داده‌اند. اما این طوری نیست. ندا فوق العاده به من نزدیک بود، ندا هرگز طرفدار هیچ یک از این دو گروه نبود، ندا خواهان آزادی بود، آزادی برای همه.»[۱۵] اما از طرف دیگر خبرگزاری آسوشیتدپرس روایت دیگری را از ماکان ذکر کرده که در آن صحبت از «قصد آقاسلطان برای پیوستن به تظاهرات» کرده و علی رغم تلاش ماکان برای منصرف کردن آقاسلطان، او به تظاهرات با هدف بدست آوردن مردمسالاری و آزادی برای مردم ایران رفته‌است. [۱۶]

تئوری توطئه

سید احمد خاتمی عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان و امام جمعه موقت تهران نیز در نماز جمعه پنجم تیر به این موضوع اشاره کرد و آن را کار خود معترضان که او «اغتشاش‌گران» نامید، دانست: «در اغتشاشات اخیر، یک خانم کشته شد، اوباما برایش اشک تمساح ریخت و غرب معرکه گرفت. هر عاقلی که فیلمش را ببیند متوجه می‌شود کار خود اغتشاش‌گران است. به‌گونه‌ای که از جایی که ماشین این خانم هم پارک شده‌است عکس گرفته‌اند. این خانم در کوچه خلوت بوده‌است. در کوچه خلوت که نمی‌کشند، دستگیر می‌کنند. معلوم است که اگر کار نظام بود، در خیابان برخورد می‌کرد.»[۱۷]

خبرگزاری جمهوری اسلامی حضور آرش حجازی را مشکوک دانسته می‌نویسد: «[آرش حجازی] پنج روز قبل از مرگ ندا آقاسلطان (دو روز بعد از آغاز درگیری‌ها در تهران) وارد ایران شد و فردای قتل ندا آقاسلطان سریعا به انگلستان بازگشت... حجازی ... سخنانی را به زبان آورد که با اظهارات کاسپین ماکان، نامزد خانم آقاسلطان ... در تضاد بود... حجازی گفت که همزمان با پرتاب گاز اشک‌آور، مأموران هم با موتوسیکلت به سمت جمعیت حرکت کردند و جمعیت در طول خیابان خسروی شروع به دویدن کردند؛ 'ندا هم در میان آنها بود'. او گفت در تقاطع خیابان خسروی و خیابان صالحی، جمعیت به تدریج متفرق می‌شدند و فقط چند نفر ایستاده بودند تا ببینند چه باید بکنند؛ 'ناگهان صدای شلیکی شنیدیم'... اما کاسپین ماکان ... اظهار داشت: وقتی که این اتفاق افتاد، ندا از درگیری‌ها دور بود، یعنی در خیابان‌های فرعی نزدیک امیرآباد بود. حدود یک ساعتی با استاد موسیقی‌اش در ماشین پشت ترافیک نشسته بود، از گرما و خستگی، کلافه و از ماشین پیاده می‌شود و آن اتفاق می‌افتد.»[۱۸]


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:40 |

ندا آقاسلطان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


ندا آقاسلطان
تولدبهمن ۱۳۶۱
تهران
مرگ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
تهران ، امیر آباد تهران (خیابان کارگر شمالی)

ندا آقاسلطان[۱][۲] (بهمن ۱۳۶۱ در تهران - ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در تهران)‌ در جریان اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ در روز شنبه ۳۰ خرداد۱۳۸۸ (۲۰ ژوئن ۲۰۰۹) در محلهٔ امیر آباد تهران (خیابان کارگر شمالی، تقاطع خیابان شهید صالحی و کوچهٔ خسروی) به ضرب گلوله کشته شد. آرش حجازیپزشک و نویسنده‌ای که شاهد ماجرا بوده و تلاش ناموفقی برای جلوگیری از خون ریزی و مرگ او انجام داده بود، عامل قتل ندا سلطان را یکی از موتورسواران شبه نظامی بسیجی می‌داند که برای مدت کوتاهی توسط مردم معترض دستگیر شده‌است.[۳] انتشار فیلم کوتاهی از لحظات جان سپردن وی که باتلفن همراه گرفته شد، بازتاب‌های فراوانی در رسانه‌های جهان به‌دنبال داشت.[۴] این واقعه در پی آنچه عفو بین الملل «چراغ سبز علی خامنه‌ای در نماز جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ به نیروهای سپاهی، بسیجی و انتظامی برای سرکوب معترضین» می‌خواند، اتفاق افتاد.[۵]

«ندا» در خارج از ایران و در ایران، بعنوان سمبل ندای اعتراض ایرانیان و ندای آزادی خواهی ایرانیان و سمبل صدای اعتراض دمکراسی خواهان در این اعتراضات شناخته می‌شود.[۶] [۷] [۸] نیروهای امنیتی حکومت ایران، با تحت فشار گذاشتن خانواده ندا، از آنان خواست تا به محل دیگری منتقل شوند.[۹]


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:39 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:35 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:34 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:34 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:33 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:32 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:32 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:30 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:28 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:28 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:27 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:26 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:25 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:24 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:22 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:21 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:20 |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar